پنجشنبه 22 دی 1390

....

   نوشته شده توسط: یاسر    

سلام به دوستان عزیز. من در آینده ی نزدیک قطعاتی همراه اجرای اون (ممکنه اجرای خودم باشه) رو تو وبلاگم میذارم و سعی میکنم خوب اون رو توصیف کنم تا شما دوستان عزیز با قطعات کلاسیک آشنایی پیدا کنین. و اگر در این زمینه فعالیت داشتین خوشحال میشم نظر شما دوستان رو درمورد اون بدونم. در صورت مقدور اجرای تصویری از خودم میذارم.
 سربلند و سبز باشید.


چهارشنبه 30 آذر 1390

چه باید کرد؟

   نوشته شده توسط: یاسر    

امروز هم یکی از روزای قشنگ خداست.

چند وقتی هست که بدجوری دلم گرفته. یه حس

غریبی در من هست که درکش نمیکنم.

 بعضی وقت ها در همچین حالت" اهنگ میسازم اما

 بعضی وقت ها ازهمه چیز دور میشم. من چند وقتی هست که

در ارزوی قبول شدن ارشد هستم. ولی یه مدت

کوتاهی هست که یه سری مسائل متداول ذهنمو مشغول کرده.

همه ما واسه خودمون ارزوهایی داریم" ارزوی منم

اینه یه روز بتونم قطعات کلاسیک خوبی بنویسم.

تا بتونم به اون بالا بالاها برسم

این حس قابل وصف نیست.

مشکل من اینه که نمیدونم از وقتم چطور استفاده

کنم. بعضی وقت ها به این فکر میکنم من با این

همه انرژی که تو موسیقی دارم آیا واسه من

ارزشی وجود داره؟

اما به تاریخ نگاه میکنم میبینم که موسیقیدانان

بزرگ هم دور از این مشکلات نبودن. به این

هنرمندا هم توجه نمیشد که اونا مجبور بودن قطعات

خودشون رو مخفی کنن تا کسی سوءاستفاده نکنه مثل

بتهوون.

همشه در طول تاریخ وقتی مرور میکنیم میبینیم

برای هنرمندان ارزشی قائل نبودن. چه موسیقیدانان

چه شاعران چه نقاشان و ... همیشه تو محدودیت

بودن. اما الان ایران ما فقط به این درد دچاره. هر

کسی که استعدادی داره چون نمیتونه از اون

درامد خوبی کسب کنه داره اون رو سرکوب میکنه

چرا باید تو همه چیز عقب باشیم؟ این به خاطر

 اسلامه؟ اگه بگیم شعر نبوده پس چرا کتاب

دینی به صورت شعر داریم؟ اگه بگیم موسیقی

نبوده باز هم دروغ گفتیم. پس چی باعث شده؟

چرا باید راهی رو که انسان با اون میتونه به

ارامش برسه رو محدود کنیم؟ آیا به خاطر

این نیست که خودشون نمیتونن اون رو درک کنن؟

یا این که تعصبات  کورکورانه هست که دامنگیر

این موضوع شده؟ تو ایران به خاطر ندانم کاریهای

خیلیها [کسایی که ادعای اگاهیشون میشه] ضربه

زیاد و غیر قابل جبرانی به بقیه وارد شده. در

پاسخ ما هم فقط به این کلمه اکتفا میکنن که جایز

نیست.

واقعا معنای جایز یا مصلحت  از این نوع

جملات چیه؟ غیر از اینه که وقتی جایی به نفعشون

نیست میگن جایز نیست؟ غیر از اینه که این ادمها

منفعت طلب محض هستن؟ از این چراهای بی پاسخ

زیاد هست که جوابی براش وجود نداره

امیدوارم روزی برسه که همه ادما به هر ارزویی که

دارن برسن.     

                                              خِلاص


سه شنبه 22 آذر 1390

حسرت

   نوشته شده توسط: یاسر    


بعضی وقتا فکر میکنم ما چقدر بی انصاف شدیم
چرا در مورد هر چیزی دنبال منطق می گردیم؟
چرا باید خاطرات خوب زندگی رو کنار بذاریم؟
امروز داشتم عکسهای خاطرات رو ورق میزدم
یه عکس خیلی توجه منو جلب خودش کرد اره
قیافه خسته پدرم کنار ابجیم و همسرم هنگام کار
 کردن بود.
 

وقتی قیافه خستش رو دیدم اشک تو چشمام جمع
شد. یه لحظه به این فکر کردم که من وقتی تو
بچگیم اخ میگفتم اولین کسایی که بالای سرم بودن
پدر مادرم بودن.

 حالا چرا باید سر هر موضوعی
منطق خودم رو جای تمام حرمتها بذارم؟

به نظر من ما نباید سر هرچیزی معیار خودمون
رو منطق قرار بدیم چون همیشه منطق دلیل کافی
برای توجیه مسائل نیست.
شاید بعضی مواقع به جای این که بخوایم دلیل خودمون
رو بقبولونیم بهتر باشه سکوت کنیم یا ازخودگذشتگی
داشته باشیم.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic